X
تبلیغات
بیا......فقط بخندیم!

بیا......فقط بخندیم!

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز




فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز



سلاااااااااااااااااااااااام دوستای گلم!

امیدوارم حالتون خفن باشه! محاله وب من بیای و نخندی!

من امیر هستم! آقا امیر

اگه اومدین نظر یادتون نره ها



+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 9:50  توسط ALEXI 

حیف نون ظهر از سر کار برگشت خونه

دید خانومش نهار درست نکرده

از عصبانیت سرشو کوبید به دیوار

یهو یادش اومد مجرده !!!



غضنفر به نامزدش اس ام اس میده

عزیزم من تا ۱۰ دقیقه دیگه میام پیشت

اگه نیومدم اس ام اس رو دوباره بخون !




وصیت غضنفر :

من از شب اول قبر میترسم منو شب دوم خاک کنید !



یه روز یه لامپه میره تو سرزمینِ گلابیا ادعای پیغمبری میکنه !


بعد از زلزله حیف نون لباساشو برای کمک می فرسته پاکستان

با یه بسته تاید براش پس می فرستن!


حیف نون رو عقرب نیشش میزنه در حال مرگ میگه: سر قبرم بنویسید پلنگ خوردش !



به حیف نون می گن: نفت، طلای سیاه است.

حیف نون فرداش یه ۵ لیتری می اندازه گردنش!








+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1391ساعت 0:40  توسط ALEXI  | 

غضنفر كدو تنبل ميخره به فروشنده ميگه چون اين تنبله كلاس تقويتي نميذارين

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391ساعت 22:19  توسط ALEXI  | 

اولی: ببخشید شما روی صندلی من نشستین‌ها.
دومی: جدی؟ می تونی ثابت کنی؟
اولی:آره! بستنی قیفی ام رو روی اون جا گذاشته بودم.

 

 

وای

مشتری: این کت چند است؟
فروشنده: ۱۰ هزار تومان
.
مشتری: وای! اون یکی چی؟
فروشنده: دو تا وای!

 


یارو میخ میره تو پاش، نمی‌تونه در بیاره،‌ کجش می‌کنه.




غضنفر برق خونه‌شون رفته بود، یه قابلمه برمی‌داره میره در خونه غضنفر شماره 2 و میگه: میشه یک کم برق به ما قرض بدید؟
دومی میگه: دیونه لااقل یه ظرف پلاستیکی می‌آوردی که برق نگیرت.




به یه معتاد گفتن: با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز.
گفت: چلا پنجه می‌کشی؟ چلا شیشه می شکنی؟ چلا هف نمی‌زنی؟ چلا هشتی ناراحت؟

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391ساعت 9:59  توسط ALEXI  | 

پرگار که مست کنه مستطیل می کشه

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 18:19  توسط ALEXI  | 

غضنفر ریش بزی می زنه اقا گرگ می خورش

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 16:54  توسط ALEXI  | 

به یه نفر میگن: با وطن جمله بساز. میگه من رفتم حمام و تنم را شستم.
میگن: نه! با «ط» دسته‌دار
.میگه: اتفاقا با طی دسته‌دار شستم!


غضنفر میره کتابخونه، داد میزنه: یه ساندویچ بدین با سس اضافه!
بهش میگن: آقا! اینجا کتابخونه است‌
.
غضنفر میگه: ببخشید... بعد یواش در گوش آقاهه میگه: یه ساندویچ بدین با سس اضافه!


یارو برای چند روز میره هتل. یه روز میبینن توی دستشوئی داره یه خارجی رو به قصد کشت میزنه. میان میگیرنش، ازش میپرسن: قضیه چیه؟ چرا این بدبخت رو میزنی؟
یارو میگه: اینجا یک چشمه بود(دستشوئی فرنگی ) که من هر روز ازش آب میخوردم. این کثافت امروز اومده توش کار خرابی کرده!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 9:57  توسط ALEXI  |